محیا جونمحیا جون، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

محیا زندگي مامان وبابا

روزهای 16 ماهگی

سلام عزیز مامان یه سری عکس از این روزات گرفتم میزارم واست حسابی این روزا شیطونو بلا شدی سر فرصت از شیرین زبونیهات مینویسم.                                                                                 ...
23 ارديبهشت 1393

باباجون روزت مبارککککککککک

تندیس جاودانه ایثار و فداکاری، پدر نازنینم به کمال روح انسان، به حیات جسم ، به تمام دنیا، به صدای رعد و طوفان، به نسیم عهد و پیمان، به   خدای جسم و روحم، به نگاه پر شکوهت، که تو را عاشقانه می پرستم. روزت مبارک.   نقش پدر در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد، آن كه دلها به عشق او زنده است، در دل   عاشقان نمی میرد. پدر عزیزم روزت مبارك.   پدر عزیزم ای كاش توان آن را داشتیم كه از عرش تا فرش را برایت گلباران كنیم و بر دستان پر از مهر و عاطفه ات كه مظهر عشق و ایثار است بوسه زنیم تو در تمام طول سالهای عمرمان و حتی در نبود   مادر...
22 ارديبهشت 1393

14 همین دندان و 16ماهگی

سلام عسل مامان ٣روز دیگه ١٦ماهگیته پیشاپیش بهت تبریک میگم گلم عزیز مامان بزرگتر شده روزها میگذردو شاهد بزرگتر شدنتم شیرین زبونیت گل کرده بیدار باشی یه لحظه ساکت  نیستی همرو صدا میزنی گوشیمو میگیری تو خونه راه میری میگی الو عزیز الو دادا (دایی  جون) الوپولا(پوریا پسر خالش) حسابی شیطون شدی به کلید میگی لیلید به حمیدرضا میگی  عبیددددد لزا پستونکتم ترک نکردی بیشتر وابسته شدی نمیدونم چطور ازت بگیرمش الانم در خواب نازی تا تونستم بیام سر وقت وبت ١٤همین دندونتم در اومده رشدت ضعیفه خیلی  نگرانتم بهداشت میگه خوبه ریزه میزه ای همینقدر سالم باشی خدارو شکر یه سری عکساتو میزارم . اینجا با مادرجون اینا...
3 ارديبهشت 1393

مادرم روزت مبارک

نازنینم ممنونم ازت که با امدنت باعث شده ای نام زیبای مادر را برایم ارمغان بیاری و شدی  تمام وجودی مادر خدارو از این بابت شاکرم که لیاقت داشتم تا مادر شدم روز مادر و زن را به همتون تبریک میگم. اینم یه عکسایی که دیروز رفتیم پلور سبزی بچینیم ............     اینم قیافه گل دختر بعد خوردن شیرینی   اینجا کلیددستته میگی لیلید لیلید  بقیه عکسا سر فرصت میزارم.......................     ...
30 فروردين 1393

پانزدهمین ماهگرد گل دختر

سلام خانمی من شیطون بلا فردا ١٥ماه از اومدنت میگذره چون شمال هستیم اونجا هم  سیستم ندارم امشب ÷یش دستی کردمو ماهگردتو تبریک گفتم دیشب تو اتاق سرد خوابیدی  سرما خوردی هرچی مواظبت بودم مریض نشی نشد خودم دکتر بازی در اوردم چندتا دارو بهت دادم خدا کنه خوب بشی ادامه نداشته باشه از یشرفتات بگم دندونات همون ١٢تا  شدهشیطنتات بیشتر شده شیر نمیخوری لاغرترو ضعیف تر شدی وزن کم کردی این ایام  عیدی کارت شده شیرینی خوردن راه میری میگی کیک بده کیک  کیککککککککک به بابایی  علاقه زیادی داره ورد زبونته به آقاجون میگی آقا به مادر جون میگی مامان دوست دارم کامل  حرف بزنی این ماه عکسای خوب نتون...
6 فروردين 1393

تبریک سال نو

سلام عزیز مامان سال جدیدو بهت تبریک میگم امیدوارم تو این سال گریه هات شیطنتات بیقراریات کمتر بشه خانم تر بشی بزرگو بزرگتر بشی سالی باشه همراه با شادی و خوشحالی با روزی بیشتر موفقیتای بیشتر همراه با زندگی بهتر دخترم بهترینهای خداوند را برایت در این سال جدید از خداوند منان خواستارم سر فرصت با مطالب بیشتر میام گلم    فعلاگلممممممممممممممممممم ...
2 فروردين 1393

چهاردهمین ماهگرد

  عزیز مامان چهاردهمین ماهگردتو بهت تبریک میگم روزها از پی هم میگذرد وتو بزرگو بزرگتر میشی هرچند قدکشیدنت مشخص نیست شیطنتا و بیقراریهات بیشتر میشه فقط دوست داری کنارم باشی مامان گفتنت خستم کرده لجبازیت تمومی نداره دندوناتم رسیده به ١٢تا این  شیرگاو تونسته رشد دندوناتو زیاد کنه از رشد قدیو وزنی خبری نیست همینقدر که  سالمی خدارو شکر یه سری عکساس که تو شمال گرفتم میزارم تا یادگاری از این روزات بمونه   محیا جارو به دست تو حیاط میچرخه میخواد به مامانش کمک کنه     فدای اون نگات بشه مامانی مدل موی گل دخترمو اختراع دایی جونش محیا به زیارت میرود مح...
10 اسفند 1392

حال این روزها

عزیز مامان از وقتی شیر خشک نان قحطی اومد مجبور شدم بهت شیر گاو بدم یه ماهی  میشه که خدارو شکر گوش شیطون کر میخوری ماشالاه دندوناتم پشت هم داره در میاد  میدونم اذیت میشی مامان فدای گل دخترش بشه  دوتا دندونای نیش بالا باهم در اومد  ولی وزنت بالا نرفته آزمایشتو فردا باید بگیرم ببرم پیش دکترت تاببینم چی میگه خدارو  شکر عفونت ادراری نداشتی از شیطنتات بگم از دیوار راست بالا میری یه جا بند نیستی  همش در حال راه رفتنی تا دلت بخواد خرابکاری میکنی کلملتی که میگی به عمو میگی  عبو به عمه میگی عبه  به برف میگی بف به آب بازی میگی آب با مامان بابا به همه بچه ها میگی نی نی  اینارو&nbs...
18 بهمن 1392

روزهای برفی

سلام عزیزم هفته پیش واسه بابایی یه کاری تو شمال جور شد ماهم بارمونو بستیم که بابایی به  کاراش برسه از روز جمعه بارون برف شروع به باریدن کردن تا تونست بارید بعد چند سال تو آمل  حسابی برف بارید ماهم از موقعیت استفاده کردیم چندتا عکس گرفتیم هرچند تو رودهن برف اومده  بود اینم از عکسا. اینم محیا با بابایی داخل حیاط     گل دختر از پشت پنجره برفارو نگاه میکنه بدون شرح وقتی موقع خواب پستونک از دهن گرفته میشه اینم عکس تولد پسر عموی بابایی که محیا تا تونست شیطنت کرد رفته رو صندلی نشسته  خودشو تکون میداد هر لحظه امکان افتادنش بود ول بکن نبود ...
17 بهمن 1392

سیزدهمین ماهگرد

عزیز مامان سیزده ماه از دنیا اومدنت میگذره روز به روز شیطونتر و بازیگوشتر میشی خیلی  بلا شدی از میز بالا میری اگه تو ماشین باشی تا بابایی ترمز میزنه اماده فراری که در بری از  سروکول ما بالا میری اولین دندون آسیابت در اومده انگاری باید هر هفته یه دندون در بیاد  وزنتم بالا نمیره ایست خوردی کاملا شیر گاو میخوری کلماتمیگی بابا مامان ممه اووو (آب) ددد دیدید(ماشین) کیییییییییک موووووووووو(موز) عاشق عروسکتی میخوابونیش لالا  میخونی امروز آزمایش داشتی تا ازت خون گرفتن بیحال شدی میلرزیدی ترسیدم زودی  بهت غذا دادم چندتا عکس ازت گرفته بودم که گوشی ویروسی شده همه حذف شد طبق  معمول ضدحال خوردم . ...
7 بهمن 1392